من در این کلبه خوشم
تو در آن اوج که هستی خوش باش
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هر که هستی خوش باش
همیشه تنها
برای همیشه واقعا تنها شد
+ نوشته شده در جمعه 13 خرداد1390ساعت 18:1  توسط ariana
|
دوباره هواي چشمان تو را دارم،نگاهت آنقدر به آسمان شبيه است كه هرچقدر
خسته و دلمرده باشم باز شوق زندگي به رگهاي بي جانم مي دود.كاش
هيچ وقت از خواندن حرفهايم خسته نشوي.مي شود به آرامش رسيد
و با خوشبختي پلك بر هم زد.به تمام ديوارهاي اتاقت حسادت
مي كنم.آنچنان سخت تو را در بر گرفته اند که
فرصت نمي كني سري به تنهاي ام بزني.
+ نوشته شده در جمعه 9 اردیبهشت1390ساعت 16:35  توسط ariana
|
من اناری را می کنم دانه
به دل می گویم
کاشکی این مردم
دانه های دلشان پیدا بود...
+ نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 20:30  توسط ariana
|
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد
+ نوشته شده در شنبه 20 فروردین1390ساعت 13:40  توسط ariana
|
از آن روزی که من دیدم نگاهت
شدم عاشق به چشمانت سیاهت
آن وقت عشق تو روز و شبم بود
به هنگام شب بالین سرم بود
یک روز از عشق تو غافل نبودم
به عشق دیگری حاصل نبودم
تو بودی عشق من فقط تو بودی
تو هستی عشق من فقط تو هستی
+ نوشته شده در جمعه 19 فروردین1390ساعت 13:15  توسط ariana
|
شبانه با من عاشق نخوان شعر جدایی را
به یاد آور فقط یک بار تو روز آشنایی را
همان روزی که گشتم عاشق چشمان پاک تو
نمی دانستم اکنون می نوازی بی وفایی را
مگو با من دگر از رفتن و از بازی تقدیر
که من باور ندارم طعم تلخ بی نوایی را
نخوان از وا ژه های تلخ پرواز و صعود و اوج
که من طاقت ندارم درد سخت بی صدایی را
حضور سبز تو در خاطراتم تا ابد با قیست
کنار تو نویسم روی قلبم نام زیبای رهایی را
+ نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 21:25  توسط ariana
|
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...
انتــــــــــــــــــــــ ـــــــظار ...
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !
تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!
تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛
هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !
براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد
و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد
تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ... از انتــــــــــــــــــــــ ـــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 21:17  توسط ariana
|
روزگاری مردم دنیا دلشون درد نداشت
هیچ کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت
چشمه ی سادگی از لطف زمین می جوشید
جودمانیم زمین این همه نامرد نداشت ..............
+ نوشته شده در دوشنبه 9 اسفند1389ساعت 11:11  توسط ariana
|
دلبر آهنین!
خواندی: « زیرِ باران باید رفت »
و رفتی.
از باران، بدم میآید دیگر!
+ نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند1389ساعت 16:0  توسط ariana
|
طعنه نزن به گريه هام
تنها تو ميموني برام
تنها تو ميشناسي منو
اي پري زاد قصه هام
تنها صداي پاي تو
حرمت خونه ي منه
كاشكي بدوني خواستنت
به قيمت خون منه
تو ساحت نگاه تو
لحظه به لحظه جون ميدم
ميميرمو خاك تنو
به دست آسمون ميدم
داد ميزنم تو كوچه ها
زندگي سهم عاشقاست
گناه عشق پاي خودم
هر چي كه هست لطف خداست
گناه عشق پاي خودم
هر چي كه هست لطف خدست
نميدوني چقدر كمه ، فرصت پروانه شدن، شعله زدن به رسم شب، لذت ويرونه شدن.
من اون قلندر شبم، شعله نمي سوزه تنم، قربوني وصال تو، پوست نجيب پيرهنم.
طعنه نزن به گريه هام
اشكاي تازه تر مي خوام
رسمو وفا نيست كه منو
جا بزاري تو غصه هام
تنها صداي پاي تو
حرمت خونه ي منه
كاشكي بدوني خواستنت
به قيمت خون منه
تو ساحت نگاه تو
لحظه به لحظه جون ميدم
ميميرمو خاك تنو
به دست آسمون ميدم
داد ميزنم تو كوچه ها
زندگي سهم عاشقاست
گناه عشق پاي خودم
هر چي كه هست لطف خداست
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 20:41  توسط ariana
|
در راه عشق ای دل چگونه فریب خوردم؟؟!!...
تمام خواب هایم شکست و نا امید شدم.خوشی از من رو برگردانده...
زندگی را گم کرده ام و عاشق شدن عجب سزایی در خود دارد،دیروز
او اینجا بود ولی حالا دیگر نیست...
من چه خواستم و اکنون چه نصیبم شده...
تنهایی،تنهایی،تنهایی...
+ نوشته شده در سه شنبه 19 بهمن1389ساعت 20:30  توسط ariana
|
بــــ ــاران ..... !!
بهـــ ــانه است ....!!
بهــــ ــانه ای برای زیر بـــ ــاران راهی شــ ــدن ...!!
راهی شدن در دل شب ....!!
غـــ ــرق شدن در دل آسمان تاریــ ـک...!!
اری بهـــ ــانه است ...!!
بهـــ ــانه ای برای زندگی .... !!
برای گریستـــــ ــن .... !!
برای ازادی ...!!
رهـــ ــایی ....!!
ب ا ر ا ن . . . . ! !
تنـــ ــها بهــ ـانه ی من بــــ ـرای حرف دل گفتــ ــن ...!!
تنـــ ـها بهــ ـانه ی من بــــ ـرای زار زدن ...!!
تنـــ ـها بهــ ــانه ی من بــــ ــرای همـــ ـدردی ....!!
برای اثبــــ ــات وجود .... !!
اوه , و صــ ـدای غــــ ــرش رعـــــ ـد و بــ ــرق ....!!!
چقـــ ــدر دل نشیــ ــن !!
ارامش بـــــ ــخش ... !!
بــــ ـــاران من ؟
کجـــ ــایی؟؟؟
................. !!
پس کی این فصل پر از سبز و دلزدگی تمام میشود ..... ؟!؟
پس کی پائیز می اید ؟ !
پس کی جان میگیرم از بوی خاک .... !!
بوی نم ... !!
بوی ب ا ر ا ن !!
+ نوشته شده در دوشنبه 18 بهمن1389ساعت 12:23  توسط ariana
|
خواهی نباشم و خواهم بود دور از دیار نخواهم شد
تا "گود" هست، میان دارم اهل کنار، نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم حال از هوای وطن دارم
چابک غزال غزل هستم آسان شکار نخواهم شد
من زنده ام به سخن گفتن جوش و خروش و برآشفتن
از سنگ و صخره نیاندیشم سیلم، مهار نخواهم شد
گیسو به حیله چرا پوشم گردآفرید چرا باشم
من آن زنم که به نامردی سوی حصار نخواهم شد
برقم که بعد درخشیدن از من سکوت نمی زیبد
غوغای رعد ز پی دارم فارغ ز کار نخواهم شد
تیری که چشم مرا خسته ست بر کشتنم به خطا جسته ست
"بر پشت زین" ننهادم سر اسفندیار نخواهم شد
گفتم از آنچه که باداباد گر اعتراض و اگر فریاد
"تنها صداست که می ماند" من ماندگار نخواهم شد
در عین پیری و بیماری دستی به یال سمندم هست
مشتاق تاختنم؛ گیرم دیگر سوار نخواهم شد
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 آذر1389ساعت 21:10  توسط ariana
|
تنها شاهد اشک های شبانه ام
همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا
فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند
همیشه بالش سکوت را
زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم
تا کسی صدایم را نشنود
اما تو
تو که از گریه های پنهانی من با خبری
چه کنم
گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو را
در غربت ترانه هایم پر می کند
باور کن!
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 0:6  توسط ariana
|
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تختهپاره بر موج، رها، رها، رها من
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 0:4  توسط ariana
|
شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق در بند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است
پیام من که رساند به یار مهر بوسه
که در شکستی و مارا هنوز پیوند است
قسم به جان تو خوردن طریق عزت نیست
به خاک های تو کان ازاین سوگند است
که با شکستن پیمان و بر گرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دستها که ز دست تو بر خداوند است
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من چو کوه الوند است
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 0:2  توسط ariana
|
گفتم نرو با رفتن ، هیچی درست نمی شه
بمون ، بمون به فکر چاره باش
به فکر ساختن زندگی ، دوباره و دوباره باش
گفتم نگفتم ، نگو نه
تنهات نذاشتم ، نگو نه
این رو خودت هم می دونی
دوست که داشتم ، نگو نه
بمون شکوفه وا شه
از خواب ، زمونه پا شه
بمون ، بمون بزار حرف بزنیم
یه راه تازه ای هست
شاید ، شاید نصیب ما شه
گفتم نگفتم ، نگو نه
تنهات نذاشتم ، نگو نه
این رو خودت هم می دونی
دوست که داشتم ، نگو نه
رفتن یک راه کهنه هست
راهه نه واسه هر کس
بمون ، بمون بزار حرف بزنیم
یه راه تازه ای هست
شاید ، شاید نره به بن بست
گفتم نگفتم ، نگو نه
تنهات نذاشتم ، نگو نه
این رو خودت هم می دونی
دوست که داشتم ، نگو نه
پاییزه اگر زندگیمون ، بازم بهاریش می کنیم
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور1389ساعت 19:44  توسط ariana
|
بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 13:32  توسط ariana
|
تنها شاهد اشک های شبانه ام
همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا
فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند
همیشه بالش سکوت را
زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم
تا کسی صدایم را نشنود
اما تو
تو که از گریه های پنهانی من با خبری
چه کنم
گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو را
در غربت ترانه هایم پر می کند
باور کن!
+ نوشته شده در جمعه 5 شهریور1389ساعت 13:37  توسط ariana
|
دیرست ای امید
جای درنگ نیست
صبرم تمام شد
عشق است و ننگ نیست
مردم در انتظار
من عاشق تو ام
دل عاشق ز سنگ نیست
دریا نورد شو
بر کوه ها بزن
از قله ها بیا
من مرغ خسته ام
بسیار تیره شب که به الماس اشک ها
در انتظار ، شیشه ی شب را شکسته ام
دیرست ای امید
بگذر زه رود ها
دریا نورد باش
مرد نبرد باش
بر شو به کوه ها
هنگامه گرد باش
از بیشه ها بیا
بشتاب و مرد باش
من مرغ خسته ام
من پای بسته ام
دیر است ای امید
جای درنگ نیست
صبرم تمام شد
عشق است و ننگ نیست
مردم در انتظار
من عاشق تو ام
دل عاشق ز سنگ نیست
+ نوشته شده در یکشنبه 31 مرداد1389ساعت 22:5  توسط ariana
|